پروفایل

STUDY ABOUT ENERGY GEOPOLITCS AND IRAN-ME POLITICA


چالشهاي كلان موجود در صنغت نفت و ارائه راهكارهاي كلان







جهانبخش انگوتي



19/3/87







در اين مقاله ، دسترسي به منابع سرمايه فناوري و تجهيزات خارجي و توسعه منابع انساني داخلي كه چالشها ي گريبانگير توسعه صنعت نفت در ايران ميباشد و راهكار برونشد از اين وضعيت ،كه توسعه همه جانبه ميباشد ،مورد بررسي قرار گرفته است .





از جمله اهداف مد نظر در برنامه ريزهاي كلان توسعه در ايران هميشه حداكثر سازي منافع ژئوپليتيك در كنار ژئو اكونوميك و تضمين امنيت ملي كشور بوده است . اما نكته قابل توجه اينجاست كه ژئو پليتيك انرژي – عمدتا نفت و ، با اهميتي روز افزون ، ژئو پليتيك گاز – در واقع نقش عمده اي در چالشهاي كلان رودرروي صنعت نفت ايران دارد . اين چالشها مستقيما ناشي از ژئو پليتيك انرژي و توسعه ( و ارتباط پيچيده و تنگاتنگ آنها با همديگر وحوزه هاي مهم ديگر نظير اقتصاد سياسي و امنيت ملي ،كه حوزه هايي هستند كه در طي دهه هاي گذشته در منطقه خاورميانه و بويژه ايران عمدتا مشكل تراش و دردسر زا بوده اند) و تبعات ناشي از آن در معادلات و تعاملات داخلي ، منطقه اي و جهاني ميباشد .در واقع ، با روندي كه با تاثير پذيري عمده از ژئو پليتيك انرژي و ارتباط تنگاتنگ آن با موضوع توسعه در كشورهاي منطقه و جهان طي شده است ايران را در موقعيتي قرار گرفته داده است كه در طي سه دهه بعد از انقلاب ، كليدي ترين صنعت و منبع درآمد و توسعه آن بطور مداوم با مزاحمتها و چالشهاي حاصل از كارشكنيها و تحريمهاي ناشي از سياستهاي ايالات متحده مواجه و دست به گريبان بوده است.





عمده چالشهاي روبروي صنعت نفت ايران ناشي از مانع تراشيهاي مستقيم و غير مستقيم ايالات متحده در راه دسترسي به منابع سرمايه ، فناوري و تجهيزات خارجي براي تحقق برنامه هاي صنعت نفت ايران ميباشد . اين در حاليست كه ميزان سرمايه گذاريهاي مورد نياز بخشهاي مختلف صنعت نفت در ايران در آينده اي كه براي افق 1404 ترسيم شده است 500 ميليارد دلاربرآورد شده است . از طرف ديگر در مجموع ، با توجه به نقش روز افزون نفت ، گاز و پتروشيمي در وضعيت كنوني و آينده ايران ، تداوم روند چالشهاي دشوار توسعه صنعت نفت ايران بويژه بخشهاي توسعه نفت و گاز ( شامل صادرات گاز ) در شرايط امروز به مرحله تعيين كننده اي رسيده است كه اين روند در صنعت ال ان جي بعنوان مصداق بارز آن در ادامه با جزئيات بيشتري مورد بحث قرار خواهد گرفت .





اما قبل از ادامه بحث در رابطه با چالشهاي كلان توسعه و ژئوپليتيك و راهكارهاي متناسب با آن لازم است در ارتباط باآنها از راهكاري كه اغلب توسط مديران و مقامات صنعت نفت از آن با عنوان نگاه به داخل ياد ميشود مورد بررسي قرار گيرد . از نظر فناوري وصنعت ، رويكرد نگاه به توانايي هاي داخلي و افزايش توانمنديهاي آن در ايران هميشه براي رويارويي با مشكلات ناشي از تحريمها و رويكردهاي ايالات متحده در صنايع ايران بويژه



صنعت نفت وجود داشته است و لازم است كه حداكثر تلاش در اين زمينه انجام شود . اما مشكلات و چالشهاي گريانگير صنعت نفت ايران و دسترسي به فناوريهاي پيچيده و تجهيزات در عرصه اي به گسترده گي ، پيچيده گي و پيشرفته گي صنعت نفت بويژه در نقاط گلوگاهي توسعه پروژه هاي بزرگ با نگاه به داخل ميسر نيست . اين موضع در موردسرمايه گذاري لازم براي توسعه صنعت نفت نيز صدق ميكند . تامين بخش عمده اي از سرمايه عظيم فوق الذكر از داخل ، كه با اقتصاد سياسي ناسالم فعلي ايران و وابستگي زياد اقتصاد آن به درآمدهاي نفتي ميسر نيست و در واقع مشكلي است كه بهبحث توسعه در ايران مربوط ميشود كه بعدا به آن پراخته خواهد شد .





توانايهاي فناوري شامل فناورهاي تجهيزات و امكانات توليد آنها براي استفاده وسيع صنعتي ، بخصوص اگر اين تصور را داشته باشيم كه بخش عمده اي از صنعت تخصصي نفت را تامين نمايد ، بنيه و توان علمي وصنعتي معادل تاريخ چند صد صاله اخير صنعت غرب را لازم دارد . از طرفي امروزه با بحث و روند يا جهاني شدن كه در ايران نيز امر پذيرفته شده اي است كسي حتي به فكر طي چنين روندي در همه عرصه ها نيست و هركسي سعي دارد در كنار برخورداري از پيشرفتهاي علمي و صنعتي ، پتانسيلهاي خود را به فعليت رسانده وبه بازارهاي داخلي و خارجي عرضه نمايد . تجربه طي روند داخلي سازي در صنعت خودرو ، كه صنعت نفت از نظر پيچيده گي و تنوع فناوريهاي پيشرفته به هيچوجه قابل مقايسه با آن نيست ، در ايران ميتواند براي بهينه سازي تفكر داخلي سازي فناوري صنعت نفت مورد توجه قرار بگيرد . از طرف ديگر ، جذب نخبگان كه پيش نياز لازم ، و نه كافي ، هرگونه تحول شگرف در عرصه دانش و فناوري است ، و در گزارش برنامه ريزي نيز به آن پرداخته شده است ، در سالهاي گذشته با پديده موسوم به مهاجرت مغزها روند معكوس داشته است . اين مشكل نيز نظير توسعه علمي و صنعتي ( كه با توسعه منابع انساني لازم وملزوم يكديگرند ) به روند توسعه در ايران مربوط ميشود كه بعدا به آن پرداخته ميشود .





همانطوريكه بطور كلي در بالا عنوان شد در بهره برداري از نفت وگاز در پروژه هاي بزرگ فناوريهاي پيشرفته و خاصي در كل زنجيره وجود دارد كه در انحصار چند شركت



بزرگ تخصصي بين المللي است و سطح و شرايط آنها دست خوش تغيير بوده و بطور پيوسته روزامد ميگرددكه بايستي خريداري شوند . با توجه به فرصت محدود بحث در اين مورد در اين مجال بعنوان نمونه به وضعيت صنعت ال ان جي ، كه بويژه براي آينده صادرات گاز ايران حياتي ميباشد ، اشاره ميشود . صنعت ال ان جي ، از مرحله طراحي و مهندسي تا ساخت وراه اندازي ، عملا در انحصار تعداد محدودي شركت خارجي غربي است .براي اينكه نگاه واقع بينانه تري بويژه در اين عرصه خاص از صنعت گاز در شرايط امروز داشته باشيم لازم است اضافه شود كه افزايشهاي قيمتهاي نفت و گاز ، كه علاوه بر آثار تورمي جهاني باعث افزايش فعاليت در همه بخشهاي صنعت نفت نيز شده است ، در مجموع باعث شده است كه هزينه هاي فناوري ، تجهيزات و سرويسهاي صنعت نفت افزايش يابد . از طرف ديگر ، از تبعات شرايط جديد بازار نفت و گاز افزايش اهميت گاز و افزايش تقاصاي آن ميباشد . در اين زمينه ، پيش بينهايي وجود دارد كه بر اساس آنها جهان در سال 2020 به 500 ميليون تن ال ان جي نياز خواهد داشت ، در مقايسه با امروز كه كمتر از 200 ميليون تن ميباشد .اين روند ، در كنار فرصتي كه براي دارندگان و صادر كنندگان گاز فراهم نموده است ، روند افزايش قيمتها در صنعت نفت را در طول زنجيره ال ان جي با افزايش تقاضاي شديد براي ساخت وسفارشات براي واحدهاي جديد مايع سازي و كشتي هاي ال ان جي درصنعت ال ان جي بمراتب تشديد نمود ه و چندين برابر بالا برده است . چندين برابر شدن ضريب افزايش قيمت در اين صنعت خاص به اين خاطر است كه علاوه بر گران شدن مواد خام وتجهيزات ، ليستهاي سفارشات دارندگان محدود اين فناوري و تجهيزات در غرب پر شده است . اين روند ، پر شدن ليستهاي سفارشات فناوري و تجهيزات ، چالشها و تهديدهاي گريبانگير طرحهاي ال ا ن جي ايران را ، كه قبل از اين شرايط جديد نيز بخاطر تحريمها با بلا تكليفي روبه رو بودند ، جديتر نموده است و ، همانطوريكه در بالا اشاره شد ، به مرحله تعيين كننده اي براي آينده اين صنعت در ايران رسانده است .





براي اينكه در مجموع ارزيابي دقيقتر و واقع بينانه تري نسبت به موقعيت نسبي و چالشهاي مداوم رودروي صنعت نفت ايران داشته باشيم مقايسه تكراري با وضعيت صنعت وصادرات گاز در قطر ،كشور كوچك و همسايه ايران ، در اين بحث ضرورت دارد كه با بهره برداري از منبع گازي مشترك با ايران در حال حاضر بزرگترين صادر كننده ال ان جي



جهان مبيباشد و طرحهاي متعدد در دست اجرا براي افزايش ظرفيت توليد وصادرات ا ل ان جي به چندين برابر دارد و شركتهايي كه در چهارچوب چالشهاي ژئوپليتيك انرژي براي صنعت نفت ايران ، پروژه هاي توسعه و صادرات ال ان جي ايران را در بلاتكليفي نگه داشته اند در بخش قطري به فعاليت مشغولند . در مقابل ، قدمت بعضي از طرحهاي صادرات گاز ايران نظير صادرات گاز به اروپا حتي به پيش از انقلاب ميرسد و پروژه اي نظير خط لوله صلح تقريبا همزمان با شروع طرحهاي صادرات گاز قطر در دهه نود مطرح شده است .





در رابطه با چالش كلان تحريمها و مزاحمتهاي ايالات متحده ، كه به نوبه خود ريشه در



ژئوپليتيك انرژي و جايگاه ايران از اين لحاط دارد ، صاحبان منافع و سياستگذارا ن طيفهاي تندرو حاكميت اياات متحده ، كه امروزه مجموعا نومحافظه كاران خوانده ميشوند ( متشكل از لابي ها و مراكز قدرت ومنافع تسليحاتي – انرژي – صهيونيستي ) ، برنامه ريزي كرده اند و با تمامي امكانات خود در هر شرايطي بدنبال تحقق كامل آن هستند كه نه تنها ايران را از بازار گاز دنيا دور نگه دارند ، بلكه بر اساس پيش بينيهايي كه به عمل آورده اند ايران در عرض دهه آينده عملا از درامد صادرات نفت( با افزيش تقاضاي داخلي ، افت توليد ميادين در حال توليد و عدم موفقيت در پروژه هاي توسعه ميادين جديد ) نيز محروم شود .بنابراين لازم است كه ايران حداكثر تلاش خود را براي حل و بر طرف سازي مشكل ژئو پليتيك بر سر راه توسعه به موقع بخشهاي مختلف صنعت نفت خويش بردارد.





اما مشكل عمده ژئوپليتيك انرژي كه رودروي ايران و صنعت نفت ايران ميباشد تنها زماني كاملا بر طرف ميگردد كه شرايط ژئوپليتيك انرژي ، از جمله شامل امنيت عرصه انرژي ، در منطقه خاورميانه وجهان دگرگون گردد و معادلات ژئوپليتيك ، بازي قدرت و روابط طرفهاي ذينفع گوناگون شامل توليد كنندگان عمده نفت وگاز منطقه خاورميانه و مصرف كنندگان بزرگ انرژي ، بويژه بعد ازآشكار شدن نتايج ناگوار دخالت ايالات متحده در عراق و منطقه ، از حالت برد – باخت (با ميدان داري نومحافظه كاران ايالات متحده ، به روابط و بازيهاي ازنوع ( منافع ) چند جانبه گرايانه و برد- برد تبديل شود .





در حال حاضر ، منطقه خاورميانه پيامد حمله ايالات متحده به عراق در گرداب و درواقع در لاي قيچي با دوبازوي " افراط گرايي ويكجانبه گرايي نومحافظه كاران ايالات متحده " و "تروريسم و ناامني " واقع شده اند. در شرايط حاضر ، ايران بايستي به تلاشهاي خود براي



روشنگري در كنار اعتماد سازي در منطقه ودنيا و سلب بهانه هاي نومحافظه كاران ايالات متحد ه براي دخالت در امور منطقه و ايران در حال و آينده ادامه دهد . اين مسئله با توجه به تغيير رياست جمهوري ايالات متحده از جمهوريخواهان به دموكراتها ، بويژه در صورت انتخاب باراك اوباما كه آماده گي خود را براي مذاكرات همه جانبه با ايران اعلام



نموده است ، در آينده نزديك اهميت دارد . اما ، نبايستي تصور كرد كه صرف مذاكره با ايالات متحده ، كه در مورد مسائل عراق چند دور آن بين دو كشور برگزار شده است و فارق از ساير مسائل فيمابين نمي باشد ، حلال مشكلات خواهد بود .





در ارتباط با تعامل با ايالات متحده ، باتوجه به شريط خاص و موقعيتي كه در جهان و خاورميانه بوجود آورده و دارد ،بايد توجه داشت كه رفتار سياستمداران بويژه رئيس جمهور ايالات متحده و حيطه عملكرد آنها براي تاثير گذاري در عرصه سياستگذاريهاي كلان ايالات متحده محدوديتهاي خاص خود را دارد كه در صورت تداخل جدي آنها با برنامه ها و منافع كلان لابي هاي كه قبلا ذكرآنها رفت با مانع روبرو ميشود . عليرغم اينكه امروزه و باسپري شدن نزديك بدو دهه از دوران جنگ سردكلاسيك ، و بويژه با وضعيتي كه سياستهاي يكحانبه گرايانه ايالات متحده در عراق بوجود آمده است ، شرايط با دهه شصت متفاوت است ، اما سرنوشت كندي رئيس جمهور آن كشور ، كه توسط سازمان سيا ترور شد ، شاهد گويايي براي محدويت حيطه عملكرد روساي جمهور ايالات متحده ميباشد .





از طرف ديگر ، بطور كلي تكيه صرف بر شكاف بين ايدئولوژيها و ديگاههاي مختلف در دنيا در زمان جنگ سرد براي ايران موفقيتي به همراه نداشت و اين سرانجام و ماحصل ، در اتخا ذ چنين راهبردي توسط ايران در رويكرد به شكاف حاصله از عواقب دخالت در عراق درميان حاكميت ايالات متحده و بين ايالات متحده و ساير بازيگران موثر بين المللي ، از



جمله درمورد موضوع كلان عرضه و تامين امنيت عرضه انرژي كه موضوع آن هرروز جديتر



ميشود ، نيز صادق ميباشد .





استفاده از فرصت و قابليتهاي ديگر بازيگران عرصه جهاني از جمله در زمينه انرژي ، كه از جمله ديگاههاي مورد نظر براي رويارويي با چالشهاي ايران و صنعت نفت آن ميباشد ، اما در گزارش برنامه ريزي به آن اشاره نشده است ، نيز حلال مشكلا ت كلان صنعت



نفت ايران نمي باشد . چراكه علاوه بر موضوعات تواناييها ، ناتوانيها و نيازهاي ايران ( و ارتباط آن با زمينه هاي بغرنج توسعه صنعتي واقتصادي و امنيت ) در بحث نقش آفرينهاي بهينه در تعاملات با ديگر بازيگران ،(رفتار و روابط ديگر بازيگران با ايران و بويژه صنعت نفت آن در مقابله با تحريمها ، در كنار محدوديتهايي كه ازنظر فناوري ( بويژه روسيه ، چين وهند ) و سرمايه ( بويژه روسيه و هند )در صنعت نفت دارند ، متاثر از ژئوپليتيك انرژي و موقعيت ايران در آن و با توجه به منافع كلان آنها ميباشد كه نمونه بارز اخير آن ، امضاي تحريمهاي اعمال شده عليه ايران توسط پوتين در آخرين روزهاي رياست جمهوري وي در روسيه ميباشد .





رفع مشكلات ناشي از چالش با آن و حتي بهينه سازي تعامل با آن كشور و بهره برداري بعنوان فرصت علاوه بر انرژي مستلزم قدرت صنعتي و اقتصادي ميباشد كه به بحث توسعه در ايران مربوط ميشود . هرچند شرايط چين با ايران خيلي متفاوت ميباشد ، ميتوان از چگونگي رويكرداين كشور در اين زمينه ها در چند دهه گذشته بعنوان شاهد گويا نام برد.





بطور كلي رفع چالشهاي ناشي از تعاملات جهاني ومنطقه اي ايران و بهينه سازي تعامل با بازيگران مختلف و بهره برداري بعنوان فرصت علاوه بر منابع انرژي مستلزم قدرت صنعتي و اقتصادي ميباشد كه به بحث توسعه در ايران مربوط ميشود كه به نوبه خود ارتباط تنگاتنگي نيز با انرژي و ژئوپليتيك انرژي دارد كه در ادامه مورد بررسي قرار ميگيرد. هرچند شرايط چين و روندي كه اين كشور طي كرده است با ايران خيلي متفاوت ميباشد ، ميتوان از چگونگي رويكرداين كشور در اين زمينه ها در چند دهه گذشته بعنوان شاهد گويا نام برد.





در مجموع ، شرط موفقيت در بهره برداري از شكاف حاصله در ميان ايالت متحده و ساير بازيگران ( در كنار نگرانيهاي اين بازيگران ، كه مصرف كنندگان بزرگ انرژي دنيا نيز هستند ، از بابت عرضه انرژي و امنيت آن و اتخاذ هرگونه راهبرد يكجانبه گرايانه در رويكردبه آن كه عواقب وخيمي دارد و اقتصاد سياسي جهان بصورت روز افزون از آن متاثر است )در حركت جهاني بسوي نظم نوين جهاني ، چند قطبي و متعادل تر توسعه همه



جانبه و متوازن داخلي در كشورهاي منطقه است كه ، راهبرد و پيش نياز كلان و اصلي



فراهم سازي زمينه براي خروج ايران و صنعت نفت آن ، و منطقه از شرايط ژئوپليتيك دشوار و بهينه سازي فرصتها ميباشد .





با بهره برداري از ابعاد مختلف توسعه ، راه براي تاثير گذاري بيشترو مثبت كشورهاي منطقه در عرصه هاي منطقه اي و جهاني و معادلات و تعاملات آنها هموار ميشود . زيرا ، از طريق تاثير گذاري شديد و دگرگون كننده برجوامع و اقتصاد سياسي توليد كنندگان نفت وگاز منطقه ، راه را براي حاكميت ملتها بر سرنوشت و منافع خود در اين منطقه فراهم ميكند و از اين رهگذر ، به موازات حذف زمينه هاي داخلي بي ثباتي و ناآرامي ( از جمله تروريسم) رابطه دو جانبه علت و معلولي آنرا با عوامل خارجي نيز از ميبرد و بدين ترتيب ، بهانه تامين امنيت عرضه انرژي ، در اين منطقه با توجه به جايگاه حياتي آن در ژئوپليتيك انرژي جهان ، را كه دستاويز لابي هاي قدرتمند و داراي منافع نامشروع براي دخالت در امور خاورميانه ميباشد بتدريج از آنها سلب مي شود .





اين راهبرد ، در عين حال وهمزمان ، اعتماد ديگر بازيگران و مصرف كنندگان بزرگ انرژي را نيز ، كه همانطوريكه در بالا عنوان شد، اغلب ازسياستهاي يكجانبه گرايانه ايالات متحده بويژه در اين منطقه جهان ناراضي هستند براي نقش آفريني مثبت جلب مي كند . بدين ترتيب ميتوان از فرصتهاي منطقه اي و جهاني بصورت بهينه بهره برداري نمود وحتي ميتواند زمينه ساز تحقق نظم نوين جهاني مبتني بر منافع تمام طرفها گردد وگامي مهم در حركت بسوي جهان چند قطبي بحساب ميايد.





طي راهبرد توسعه درمورد ايران منجر به تغيير اساسي در اقتصاد سياسي ايران شده ، آنرا



سالم نموده ، وابستگي آن به درامدهاي نفتي را كاهش داده و مشكل توسعه منابع انساني و توسعه و پيشرفت علمي و صنعتي را نيز حل ميكند . در اين صورت ، ميتوان علاوه



برفرصتها و منابع بين المللي ، از منابع داخلي بيشتر براي توسعه سرمايه گذاريهاي زيربنايي بويژه در صنعت نفت استفاده نمود و شكاف بين اهدف برنامه ريزي شده و روند واقعي توسعه صنعت نفت را پر نمود .


 |